مرا به نام کوچکم صدا بزن!
درخت را به نام برگ بهار را به نام گل ستاره را به نام نور کوه را به نام سنگ دلِ شکفته ی مرا به نام عشق عشق را به نام درد مرا به نام کوچکم صدا بزن! عمران صلاحی برای چند روز"مانا" بودم بیخود و بی جهت ناگهان مامان تبدیل شد به مانا! و چه حس ملسی بود شنیدن اسمت با شیرین ترین آهنگ دنیا از زبان آویسا! میگم ملس چون خودم هم سردرگمم بین شیرینی این صمیمیت ناگهانی و ترشی از بین رفتن نقش مادری!(البته از اون ترشی های خوشمزه که دخمل عاشقشه !) خلاصه اینکه خوش بودم و غرق لذت که باز هم ناگهانی و البته بیخود و بی جهت بازدیروز شدم "مامان"! از وقتی که اومده تو زندگیم روز شماری میکردم که کلمه "مامان " را یاد بگیره و صدا...










