یک مهمونی
یک پنجشنبه شهریوری داغ با طعم هلو و عطر چای در منزل دوستی مهربان و دوست داشتنی در کنار دوستان دوران دانشجویی و کودکان شیرینمان!
امروز آویسا برای اولین بار سوار مترو شد و به کرج رفتیم تجربه جالبی بود و دخترم چون نیکی و یکتا هم در کنارش بودن اصلا اذیت نکرد و حسابی بهش خوش گذشت.

آویسا ،نیکی و یکتا در حال منفجر کردن اتاق رهام

رهام جون آویسا حسابی CD هاتو بهم ریخت !

آویسا و کتابای رهام

ماشینی با سه سرنشین
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک مهمونی 
