روزهای شیرین با آویسا :)
وای خدای من چقدر این روزا دخترم شیرین و خوردنی شده!
آویسا جون دنیا با تو خیلی قشنگه! زندگی بهتر از این نمیشه ! و به خاطر این خوشبختی هزاران بار پروردگارم را شکرگذارم و ازش تمنا دارم چشم بد را از زندگی و دخترمون دور کنه!
خانومچه دیگه کم کَمَک داره چهاردست و پا راه رفتن را یاد میگیره
فقط بچم فعلا" سینه خیز دنده عقب میره



دیروز برای اولین بار از دخترم 5 ساعت دور بودم و آسمون هم به زمین نیومد!
و آویسا خانوم با مامانیش حسابی حال کرده بودند و کلی با هم بازی کردن این عکسا را هم مامان گلم (قربونش برم)
از خانومچه گرفته:
"اینا چیه پام کردن؟!!!"

در حال عروسک بازی!

به ادامه مطلب رجوع شود لطفا"
داره با جدیت با عروسکاش بحث میکنه!

اینم عکس از پرولباسای جدیدش که منیر جون زن دایی مامانی مریم زحمت کشیدن براش سوغاتی آوردن 


اینم آب بازی تو وان حموم
ماشا ا.. به این خوشگل خانوم!


روزهای شیرین با آویسا :)
