آویساآویسا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره

آویسا

موهای آویسا پر!

بالاخره دیشب 91/12/05 عروسکم را با مامانی بردیم آرایشگاه مخصوص نی نی ها و موهاشو کوتاه کردیم اونم قارچی! وای اما محشر کبری بود! دخنرک با دیدن برگ ریزان موهاش انقدر گریه کرد و جیغ زد که من به آرایشگر التماس میکردم :آقا بسه بسه تمومش کن  اما خدارا شکر ایشون به این وضعیت عادت داشت و علی رغم تکون خوردن زیاد آویسا و هوارزدناش کارشو به نحو احسن انجام داد و وقتی نوبت عکاسی رسید دخترک که حسابی از ما دلخور بود نمیذاشت عکس درست حسابی ازش بگیرن و مدام به آقای عکاس میگفت:"آقا برو برو" اما روی هم رفته نتیجه کار خوب بود.هم موهاش و هم عکسش(اسکنش میکنم میذارمش) اینم عکسایی که خودم به زحمت شب ازش گرفتم اینجا هم از آرایشگاه بیرون اومده...
6 اسفند 1391

کارمند کوچولو

چهارشنبه ظهر مامان و بابام راهی سفر بودند و آویسا را به اصرار خودم آوردن شرکت .فکر نمیکردم اویسا آروم بشینه دخترم  خانوم و با شخصیت فقط پشت میز خودم بازی میکرد و اصلا" مزاحم کسی نشد. ...
5 اسفند 1391

آویسا و نی نی

مدتیه که دارم تلاش میکنم یواش یواش آویسا را از شیر بگیرم، البته با یک برنامه دراز مدت چند ماهه!  اینه که بچم حسرت می می داره و حتی ازپستونک نی نی هم نمیگذره!   البته جدا از علاقه به پستونک نی نی به عروسک بازی خیلی علاقه داره و مدتها باهاش بازی میکنه،می خوابونش بهش غذا میده و بغلش میکنه ...
4 اسفند 1391

عروسک من

اینم یکی دیگه علایق دخترکم: ایستادن جلوی میز توالت و بازی با هر آنچه روی میز هست از عطر و افترشیو گرفته تا رژ لب و کرم و لوسیون !   این عکس هم برای نشان دادن موهای عسلم که به زودی به دست آرایشگر سپرده خواهد شد!   ...
3 اسفند 1391

بازهم زحمتهای مامانی متجلی شد(11/21)

آویسا خانوم ما به تنهایی از یک تا ده را میشماره بدون غلط!  و اینو مدیون مامان خوشگل مهربونم هستم که علاوه بر اینکه با جونو و دل از نوه شیطونش مراقبت میکنه با حوصله و علاقه وقتشو صرف آموزش قند عسل ما هم کرده!  هزاران بوسه بر دستان پر مهرت مامان عزیزم   ...
21 بهمن 1391

عشق مانا

همه کلمات و جمله های مفهوم و نامفهومتو می فهمم همه چیز به زبان خودت میگی و چقدر شیرین و لذت بخشه شنیدن صدای قشنگت. اما دختر قشنگم گاهی وقتایی که چیزی می خوای و من منظورت را نمی فهم ،روزایی که گرسنه شده ای و غر می زنی و من کلافه میشم چون باز هم علت بی قراریت را متوجه نشدم یا زمان خوابت رسیده و من باز غافل شدم عذاب وجدان میگیرم تا جائیکه گریه ام میگیره !       عاشق موسیقی سنتی هستی اینو بارها وقتی با همه وجود محو ستار زدن آقای حائری میشدی و یا با شنیدن صدای شهرام ناظری تو ماشین ساکت و آروم میشینی کشف کردم! یک شب وقتی خونه خاله شیرین بودیم و آقای حائری ستار میزد تو شروع کردی به آ آ کردن و خوندن ...
15 بهمن 1391

جمعه و پارک

امروزهوا عالی بود از معدود روزایی که هوای تهران ظاهرا آلوده نبود ما هم شال و کلاه کردیم ورفتیم پارک ...
13 بهمن 1391

رنگ انگشتی

آویسا عاشق نقاشی کردنه و هر جا مداد و کاغذ ببینه تتند تند میگه "نقانی""نقانی" اما من خیلی از مداد و ماژیک می ترسیدم برای همین براش رنگ انگشتی خریدم اما دخترک تمیزم از اینکه دستاش کثیف بشه بدش میاد و از نقاشی با انگشت زیاد استقبال نمیکنه ! البته برای بار اول یک تست میکنه و بعد میره سر قوطی ها و دراشون و با اون بازی میکنه   و اینم حاصل اولین تلاش عزیز دلم برای آشنایی با رنگ انگشتی!   ...
13 بهمن 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آویسا می باشد