آویساآویسا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 17 روز سن داره

آویسا

سلامت و سرزنده باشی عزیزک مامان :*

آویسا جونم دیگه بی خیال چهار دست و پا رفتن شده داره تمرین میکنه برای ایستادن!!! فسقل من از هر جا که بتونه چه بدن من و بابا چه دیوار و تخت و هر گونه وسیله ای که بتونه بهش تکیه کنه و وزن ایشونو تحمل کنه کمک میگیره تا سر پا بایسته جغله فقط کافیه لحظه ای تنها بمونه با تمام وجود جیغ میکشه! هنوز چشم انتظار رویش مرواریدهای خوشگلش هستم اما خبری ازشون نیست ارتباطش با آدما خیلی خیلی خوب شده اما همچنان از اینکه غریبه ها بغلش کنن ویا حتی بهش دست بزنن خوشش نمیاد .البته بعضی از آشناها هم هر چی سعی کردن هنوز از نظر شازده خانوم در ردیف افراد مجاز برای در آغوش گرفتن ایشون در نیومدن از میان همه آشناها و کسایی که آویسا باهاشون خوبه و عاشقانه نگاهش...
30 بهمن 1390

صندلی نو مبارک!

دیشب گل دخترم صاحب یک صندلی غذا شد.ذوقش واقعا" دیدنی بود تا گذاشتیمش توش شروع کرد به ذوق کردن و آواز خوندن!  اینم یک اسباب بازی جدید بود که براش خریدیم و این نیم وجب شش ماهه و بیست و خوردهای روزه انقدر براش ذوق میکرد و جیغ میکشید که موندم بزرگتر شد برای بدست آوردن چیزایی که دوست داره چیکار میخواد بکنه!!! آویسا جونم یاد گرفته مثل این پیرزن بی دندونها آرواره هاشو بهم میزنه و اد اد میکنه بچم زبون باز کرده و مدام"بابا" میگه! خدا خیر بده این گروهbarobax که هر کلیپی میسازن کلی مارو سرگرم میکنه آویسا خانوم عاشق کار جدیدشون "بدو بیا" شده و موقع پخش این کلیپ پلک نمیزنه! ...
24 دی 1390

دختر ژیمناست!

عزیز مامان توی این چند روز کلی کارای جالب یاد گرفته: اولیش و بامزه ترینش اینه که اگه بر خلاف خواستش توی کریر بشونمش یا حوصلش از نشستن زیاد سر بره خودشو سر میده پایین ! یک روز که داشتم به کارام میرسیدم و به غرغرای بانو توجه نمیکردم یکهو دیدم ساکت شد رومو که برگردوندم دیدم سر خورده اومده پایین روی فرش نشسته یک کار دیگه هم که مدتهاست میکنه خوردن انگشتای پاشه! و برخی اوقات پا ودست با هم! آویسا جونم دیگه رو شکم میخوابه . اینم پرنسس نازم بعد از بیدار شدن از خواب بعد از ظهر ...
12 آذر 1390

آویسا خانووم!

سلام  سلام من تا مامان رفته داره کارای خودشو میکنه آمدم چند تا عکس بذارم برای دوست جونام! آخه این مامان همش کار داره به جیغای منم اصلا" توجه نمی کنه اما نمی دونه من خودمم هم بلدم بیام سر کامپیوتر   اگه هم باور ندارید این پست کار خودمه برای اثبات عکسشو می ذارم خوب *عکسا توضیح دارند. ...
8 آبان 1390

شیطون بلا

ساعت خواب آویسا جون مثل آدم بزرگاست امکان نداره بین روز بخوابه!اگه خوابش هم بره تا زمین میذاریش اون چشمای شیطونشو باز میکنه وزل میزنه بهت ! ...
23 مرداد 1390

حمام

من عاشق حموم رفتنم.حموم رفتن من این امپراتور کوچک کلی مراسم داره مامان و بابا و عمه مهناز بعضی وقتا هم مامانی دست به دست هم میدن تا من یک وجب بچه را بشورن! به هممون هم خیلی خوش میگذره مخصوصا" بابا رضا که انگار اومده شهر بازی! اما امروز از حموم لدت نبردم چون این مامان بابا هوس کرده بودن بنده را تو وانم بشورن اما من از وان ترسیدم آخه برام جدید بود دوست نداشتم توش بشینم و کلی گریه کردم و حموم بهش نچسبید): یکی نیست به این دوتا بگه آخه مگه من عروسکم! ...
20 مرداد 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آویسا می باشد